سيد علي اكبر قرشي

94

قاموس قرآن ( فارسي )

خداست صلَّى اللَّه عليه و آله در بهشت يا در محشر ، بقولى مراد از آن نبوت و قرآن است بقولى مراد كثرت ياران و پيروان آنحضرت است و بقولى كثرت نسل و ذريهء آن جناب مىباشد و بقولى شفاعت است . از بعضى نقل شده كه اقوال را تا بيست و شش قول رسانده است . بعقيدهء طبرسى مانعى ندارد كه كوثر شامل همهء اينها باشد زيرا لفظ به همه احتمال دارد و اين اقوال تفصيل « خير كثير » است . ناگفته نماند : بايد از جملهء * ( إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الأَبْتَرُ ) * در مراد از كوثر ، استفاده كرد چون اعطاء كوثر براى از بين بردن ابترى آنحضرت است و مراد از ابتر چنان كه در « بتر » گذشت كسى است كه فرزند يا نام نيك پايدار ندارد . در مجمع و غيره نقل شده چون عبد اللَّه پسر آنحضرت كه از خديجه بود ، از دنيا رفت ، عاص بن وائل آنحضرت را ديد كه از مسجد خارج مىشود در همانجا با حضرت مذاكره كرد و چون به مسجد وارد شد گروهى از صناديد قريش كه در مسجد بودند بوى گفتند : اى عاص با كه صحبت ميكردى ؟ گفت : « ذلك الابتر » با آن بىدنباله . قريش كسى را كه پسر نداشت ابتر ميخواندند آنحضرت را نيز ابتر ناميدند . در الميزان ميگويد : روايات مستفيض است در اينكه نزول آيه در جواب كسى است كه آنحضرت را ابتر خواند . ناگفته نماند : عرب بىپسر را ابتر ميگفتند چرا ؟ براى اينكه نسلش منقطع شد ديگر نسلى و در نتيجه نامى و ذكرى از او نخواهد ماند پس ماندن نسل توأم با ماندن نام و ذكر شخص است و اگر با ماندن نسل او نامش نماند ، بود و نبود نسل يكسان است . بهر حال مراد از كوثر بقرينهء آيهء اخير يك كثرت و گسترش فوق العاده است كه بايد آن را در كثرت نسل ،